فیزیولوژی خشم

هاست مخصوص بلاگ ریدر


يكي از عواملي كه به ما كمك مي كند تا در مديريت خشم موفق باشيم، آگاهي از تظاهرات فيزيولوژيكي خشم است. برخي افراد چنان به اين حالت هيجاني خوگرفته اند كه خودشان نيز باور ندارند فردي خشمگين و تندخو هستند. بنابراين، شناخت اين تظاهرات با اظهارنظر خواستن از ديگران و توجه به واكنش هاي ديگران در برخوردها و چگونگي استمرار روابط اجتماعي مي تواند كمك خوبي باشد. خشم مثل ديگر هيجان ها، تظاهرات جسماني و فيزيولوژيكي ويژه خود را دارد كه از بين آن ها، مي توان به موارد ذيل اشاره كرد. ترشح هورمون آدرنالين، تسريع تنفّس، افزايش ضربان قلب و فشار خون، انتقال جريان خون از پوست، كبد، معده و روده ها به سمت قلب و

دستگاه عصبي و عضلات، متوقف شدن دستگاه گوارش، آزاد گشتن ذخاير گلوكز كبد و در نتيجه، افزايش انرژي و گرماي بدن، ترشح كورتيزول و سركوب دستگاه ايمني بدن، افزايش هورمون تستوسترون درمردان، تسريع و تشديد حركات و گفتار، سفت شدن عضلات، افزايش دقت، تيزي و حساسيت حواس پنج گانه، گشاد شدن چشم ها، سرخ شدن چهره و انتقال انرژي از سمت سينه به سوي شانه ها و دست ها، و احساس انرژي و داغي در دست ها، گردن و سينه.

     دالف زيلمان (Zillman)، روان شناس دانشگاه «آلاباما»، به كمك مجموعه گسترده اي از آزمايش هاي دقيق، عصبانيت را دقيقاً مورد تجزيه و تحليل قرار داده و ساز و كار خشم را تشريح كرده است. با توجه به آنكه خشم در واكنش جنگ و گريز در جناح جنگ قرار دارد، زيلمان معتقد است: يكي از فتيله هاي رايج منفجركننده خشم در همه جاي دنيا، همان حس (واقعي يا خيالي) «در معرض خطر بودن» است. پيام «در معرض خطر بودن» نه فقط مي تواند به وسيله تهديد بدني آشكار به شخص مخابره شود، بلكه ممكن است توسط نوعي تهديد نمادين به حرمت نفس از جمله مورد بي مهري و رفتار ناعادلانه قرار گرفتن، تحقير شدن و مورد اهانت قرار گرفتن و از تعقيب هدفي مهم مأيوس شدن ارسال گردد. دريافت اين پيام ها موجب جوشش نوعي جريان ليمبيك مي شود كه تأثيري دوگانه بر مغز دارد. بخشي از اين جوشش دروني مربوط به آزاد شدن هورمون «اپي نفرين» يا «آدرنالين» است كه توليد انرژي مي كند.

     همان گونه كه زيلمان اشاره مي كند، اين امر براي فعاليت سخت و شديد در هنگام جنگ و گريز لازم است. فوران اين انرژي براي چند دقيقه ادامه دارد و بر حسب اينكه مغز چه واكنشي برمي انگيزد، بدن براي تهاجم يا فرار سريع آماده مي شود. در اين فاصله، موجي از طرف «آميگدال» از طرف شاخه آدرنوكورتيكال (وابسته به قشر غدد فوق كليه) دستگاه عصبي، نوعي حالت انقباضي و آمادگي براي هرگونه عمل توليد مي كند كه خيلي ديرپاتر از جوشش انرژي «كاتكول آميني» است. اين برانگيختي ناشي از قشر مغز و غده فوق كليوي مي تواند براي ساعت ها و حتي روزها ادامه پيدا كند و مغز (مربوط به هيجانات و احساسات) را در آمادگي مخصوص براي فعاليت و تحريك نگه دارد و همچون پايه اي اساسي باشد تا واكنش ها بتوانند با شتابي خاص شكل بگيرند. به طور كلي، اين وضعيت آماده براي حركت، كه بر اثر برانگيختگي قشر غدد فوق كليوي ايجاد شده است، به خوبي نشان مي دهد چرا اشخاصي كه قبلا بر اثر موضوعي ناراحت و عصبي بوده اند، آمادگي بيشتري براي خشمگين شدن مجدّد دارند، هر نوع فشار روحي نيز با پايين آوردن آستانه خشم، موجب برانگيختگي قشر غده فوق كليه مي شود. بنابراين، كسي كه در محيط كار خود روز سختي را داشته است، به ويژه آمادگي دارد كه در خانه با كوچك ترين چيزي از كوره دربرود; از جمله با سروصداي زياد بچه ها. در صورتي كه در حالت عادي، همين سروصدا هرگز بدان حد قدرتمند نيست كه واكنش منفي فرد را برانگيزد.

منبع: نيما قربانى، مهندسى رفتار ارتباطى، تهران، سينه سرخ، 1380، ص 22.

دانيل گلمن، پيشين.


مشخصات

  • منبع: http://khashm-khorosh.blogfa.com/post/29
  • کلمات کلیدی: انرژي ,آمادگي ,افزايش ,دستگاه ,واكنش ,نوعي ,براي فعاليت
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها